كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

278

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

مشكوك بودند كه شايد محمد ( ص ) آن پيامبر وعده داده شده نيست . ولى هنگامى كه كعب بن اسد ، رئيس قبيله ، لشگر بزرگ قريش را كه تمام افق مدينه را پوشانده بود ملاحظه كرد ، توافق نمود كه به آنان كمك كند . عمر اولين كسى بود كه از خيانت بنى قريظه آگاه شد و بلافاصله آن را به اطلاع محمد ( ص ) كه كاملا پريشان به نظر مىرسيد رسانيد . او هميشه نگران اين مسأله بود و مىدانست كه سپاه اسلام قدرت مقابله با دشمن را در چند جناح ندارد . او سعد بن معاذ را ، كه قبل از هجرت رياست گروه اعراب بنى قريظه را كه با محمد ( ص ) پيمان بستند به عهده داشت ، براى مذاكره اعزام داشت . او گزارش كرد كه يهوديان را كاملا آماده به حمله مىبيند ، زيرا در مذاكره با او گفته‌اند : « اصلا پيامبر خدا كيست ؟ بين ما و محمد ( ص ) هيچگونه تعهد و پيمانى وجود ندارد . » 58 به نظر مىرسد در يك مورد عده‌اى از آنها به يكى از قلعه‌هاى مسلمانان كه زنان و بچه‌هاى مسلمان در آن ساكن بودند حمله كردند ، ولى تلاش آنها متلاشى گرديد . محمد ( ص ) شروع به حملات سياسى به افراد بنى قريظه نموده و سعى نمود تا آنها را نسبت به قريش بدبين و بىاعتنا بگرداند . ولى براى سه هفته مطمئن نبود كه جهت‌گيرى آنها چه خواهد بود . سپاه اسلام ديگر حوصله‌اش سر رفته بود ، به نظر مىرسيد كه منافقين به قبائل خود پيوسته و گروهى از آنان نيز فرار كرده و به اردوگاه ابو سفيان رفته‌اند . قرآن اشاره مىكند كه مسلمانان به مرز تفرقه و جدائى رسيده و بعضى نيز نزديك به از دست دادن ايمان شده بودند . آنگاه كه از فراز شما ( بالاى وادى ) و از فرود شما ( پائين وادى ) بر شما درآمدند ، و آنگاه كه ديدگان خيره شده و دل‌ها به گلو رسيد و به خدا گمان‌ها ( ى گوناگون ) برديد ، در آنجا مؤمنان آزمون شدند و سخت به لرزه در افتادند . 59 اما ناگهان آنان از شب تاريك ترس نجات يافتند . مشخص نيست كه دقيقا چه اتفاقى رخ داد ، ولى به نظر مىرسد كه يهوديان بنى قريظه ديگر به قريش اعتماد نداشتند و اصرار داشتند براى حفظ منافع خود در پيمانى كه با قريش بسته‌اند گروگان‌هائى را نزد خود نگهدارند . چه اتفاقى خواهد افتاد اگر مكيان ما را رها كرده به رحمت محمد ( ص ) بسپارند ؟ قريش نيز كاسه صبرش لبريز شده بود . در عربستان محاصره يك شهر هميشه كار مشكلى بود . آذوقه در حال تمام شدن بود ،